مونس تنهایی انسان در قبر چیست؟

زمانی که هر انسانی را در قبر قرار می دهند و سنگ لحد را روی او می چینند،دست میت از همه جا کوتاه است و آنجا خودش می ماند و اعمالش
از کتاب «اربعین» قاضی سعید قمی منقول است که از شیخ بهایی نقل شده:رفیقی در قبرستان اصفهان داشتم که همیشه بر سر مقبره‏‏ ای مشغول عبادت بود و شیخ هر از گاهی به دیدنش می‏‏ رفت. روزی از او سوال می ‏‏کند: از عجائب قبرستان چه دیده ‏‏ای؟

 

او در جواب گفت:روز قبل، در قبرستان جنازه ‏‏ای را آوردند و در این گوشه دفن کردند و رفتند. هنگام غروب، بوی بدی بلند شد و مرا ناراحت کرد. چنین بوی بدی در تمام عمرم استشمام نکرده بودم.

ناگاه هیکل موحشه و مُظلَمه‏‏ ای همانند سگ دیدم که بوی بد از او بود. این صورت، نزدیک شد تا بر سر آن قبر ناپدید گردید.

مدتی گذشت. بوی عطری بلند شد که در عمرم چنین بوی خوشی نشنیده بودم. در این هنگام صورت زیبا و دلربایی آمد و بر سر همان قبر، محو شد. (اینها عجائب عالم ملکوت است که به این صورتها ظاهر می شود.) مقداری گذشت. دیدم صورت زیبا از قبر بیرون آمد. ولی زخم خورده و خون آلود است.

گفتم: پروردگارا؛ به من بفهمان این دو صورت چه بود. به من فهماندند که آن صورت زیبا اعمال نیکش بود و آن هیکل موحشه، کارهای بدش. و چون افعال زشتش بیشتر بود، در قبر انیسش همان است. تا چه زمانی پاک شود و نوبت صورت زیبا برسد.

کتاب معاد؛ آیت الله شهید دستغیب

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.